عبد الرزاق اللاهيجي

82

گوهر مراد ( فارسى )

باشند و اصلا حركت نكنند و در اين وقت اينها را مقيم گويند . و در غير اين دو حالت كه متوجّه سمت حركت خاصّه خود باشند مستقيم خوانند . و « 1 » اين حالات ثلاث را ، رجعت و اقامت و استقامت خوانند . و بنابر عروض اين حالات ثلاث يعنى : رجعت و اقامت و استقامت مر اين كواكب را متحيره گويند ؛ و جميع كواكب غير اين هفت كوكب را بنابر بطء حركت ايشان « 2 » و يا ثبات اوضاع ايشان با يكديگر ، ثوابت خوانند و همه با هم در حركت و جهت حركت موافق باشند و كواكب ثوابت از كثرت بحدّى است كه احصاء آن ممكن نيست و از آن جمله يك هزار و بيست و دو كوكب را رصد كرده‌اند و مواضع اينها را از فلك تعيين نموده‌اند ، و اين كواكب را از اين جهت كواكب مرصوده خوانند . و به جهت تعيين مواضع اينها چهل و هشت صورت توهّم نموده‌اند ؛ چنانچه بعضى از اين كواكب بر نفس اين صور واقع شوند . يعنى بر خطوطى كه اين صور از آن خطوط متوهّم شده‌اند و يا در ميان آن خطوط و آنها را كواكب داخل الصّور خوانند . و چون خواهند كه از اين كواكب خبر دهند گويند ، كوكبى كه بر سر فلان صورت است يا بر دست راست او « 3 » يا بر پاى چپ او بر اين قياس . و بعضى كه بيرون اين صور واقع باشند اينها را كواكب خارج الصور گويند . و چون از اين « 4 » كواكب خبر دهند گويند كوكبى كه به قرب پاى چپ فلان صورت است يا به قرب ذنب فلان صورت ، و بر اين قياس ، اين بود مجملى از احوال كوكب . و اما فلك بر دو گونه بود : كلّى و جزئى فلك كلّى آن بود كه يكى از

--> ( 1 ) الف : و بنابر عروض . ( 2 ) الف : « ايشان » ندارد . ( 3 ) ب : دست چپ او . ( 4 ) ب : صورت .